عبدالله مستوفى
134
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
مانند ماليات مستقيم و غير مستقيم و مميزى و خالصجات و غيره ، در تحت امر رئيس كل مشغول كار بودند . خوانندهء عزيز ميتواند حدس بزند كه با تغييرات پىدرپى كه در اين پنج شش ساله در وزارت ماليه پديد آمده است وضع اين اداره چگونه مىباشد . در اينمدت كم ، هفت هشت نفر رئيس به اين اداره آمده ، روساى دو سه روزه و سه چهار ساعته هم داشته است . « 1 » اين رؤسا هريك بسليقهء خود ، اشخاصى مربوط و اكثر نامربوط ، به اين اداره وارد كرده بودند . در اين يكى
--> ( 1 ) - ميرزا مصطفى خان خواجوى ، كه در بهار سال قحطى و كابينهء صمصام السلطنه بتوصيهء جناب آقاى حاجى مخبر السلطنه رئيس تشخيص عايدات شد ، با قوارهء درشت و قد بلند مردى صحيح العمل و زحمتكش و بسيار ساده بود . در تحت تأثير خوى آخرى ، گاهى حرفهائى ميزد كه اشخاص متين و مآلانديش او را كمتجربه ، حتى قدرى غير طبيعى بجا مىآوردند . معهذا ، بواسطهء زحمتكشى و صحت عمل ، گاهى ميتوانست كارهائى كه از عهدهء همه كس ساخته نبود انجام كند . آقاى خواجوى دمكرات ، و قدرى پرحرف و قلمبهگو هم بار آمده بود . وقتى برياست تشخيص عايدات ، كه از حيث مقام و رتبهء ادارى از آن خيلى بدور بود رسيد ، در نطقها و برخوردهاى اوليهء خود ، به اعضاى اداره خيلى از مجازات خيانتكاران سخن رانده ، در همان يكى دو روز اول ، چندين نفر از اعضاى اداره را بدون هيچ سبب و دليل معقولى ، اخراج كرد . يكى از اعضاى بيست سى تومانى اداره ، كه جزو اخراجشدگان و جوانى عصبانى بود با رفقاى اخراج شده اجلاسى كرده ، در كار خود فكرهائى كردند . معلوم نيست مذاكرات اين مجلس ، يا افكار ديگر مرد عصبانى را بر آن داشت ، كه ششلولى دست و پا كرده ؛ بدرخانهء آقاى رئيس تشخيص عايدات كه در كوچهء معاون السلطان و خيابان برق واقع بود برود . آقاى رئيس از خانه بيرون آمدند . عضو اخراج شده ، بعد از رد بدل تعارفات معمولى دنبال رئيس افتاده ، شرحى از بدبختى خود اظهار داشت . رئيس تغييرناپذير ماند و شايد برحسب عادت خود قدرى تشدد هم كرد . عضو ششلول را به كار انداخت . گلوله كه از فاصلهء نزديك به عقب سر رئيس خورده بود ، كار او را ساخت و قاتل دست بفرار گذاشت . مردم خيابان كه واقعه پيش چشم آنها اتفاق افتاده بود ، قاتل را تعقيب كردند . قاتل سر كوچهء ميرزا محمود وزير رسيد . بكوچه وارد شده مردم هم با صداى ( بگيربگير ) ، دنبالش كردند . قاتل سر كوچهء در اندرون ما رسيد ، و به اين كوچه وارد شد . تعقيبكنندگان دست از او باز نداشتند . تا آخر كوچه قاتل به پشتبام حمام حاجى عبد الكريم ، كه انبار سوخت در آنجا بود وارد شد . وقتى تعقيبكنندگان به اين محل رسيدند ، كسى را در آنجا نديدند . از سوختكش پرسيدند اظهار داشت : شخصى با عجله وارد و از اينراه غير معمول به سمت بازارچه بيرون رفت . دنبالچىها از همان راه ببازار وارد شدند . در بازار كسى از او نشانى نداد يقين كردند بحمام پناه برده است ، بسر حمام رفتند . استاد حمامى ورود شخصى را كه با عجله لخت شده و بگرمخانه رفته است ، اطلاع داد . خلاصه مؤمنين قاتل را در خزانهء حمام دستگير و تحويل نظميه دادند ، كه بعد از محاكمه اعدام شد . اين رئيس بيش از دو سه روز ، رئيس تشخيص عايدات نبوده اما رئيس چند ساعته داستان مضحكى دارد كه شايد نقل آن برعكس داستان رئيس دو سه روزه ، بىتفريح نباشد . وقتى ميرزا مصطفى خان سابق الذكر رئيس تشخيص عايدات شد . و خبر آن بادارهء تشخيص عايدات رسيد ، چون هيچيك از افراد باور نميكردند كه اين شغل نصيب بقيه در حاشيهء صفحهء بعد